تبلیغات

سایت تفریحی

اس ام اس عاشقانه

عسل فاز

عسل گپ

سایت تفریحی
سایت تفریحی و سرگرمی
سایت تفریحی عسل فاز - مطالب روانشناسی
سایت تفریحی عسل فاز
√ عـــــســــ☆ــــــــل ☆ فــــــــ✘ــــــــاز
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

دختران ایرانی چه نوع مردی را دوست دارند با چه اخلاقی؟

مهمترین مرحله زندگی هر فرد ازدواج است. اما چه مردی و با چه خصوصیات اخلاقی برای یک دختر ایرانی ایده آل است و مورد پسند دختر ایرانی است؟

 

خصوصیات مرد ایرانی که باعث جذب دختر ایرانی می شود

 

مدت‌‌هاست مسئولان خبر از کاهش آمار ازدواج می‌دهند و عده‌ای این کاهش را دلیل تغییر اهداف زندگی دختران و معیارهای آن‌ها برای ازدواج می‌دانند و با اصطلاح سخت‌گرفتن در مورد این معیارها صحبت می‌کنند. این گروه عموماً بر این اعتقادند که گرایش دختران به دانشگاه و حضور اجتماعی آن‌ها باعث بروز هویتی شده که امکان پذیرش هر مردی را در زندگی خود ندارند و همواره به دنبال فردی در سطح خود یا حتی بالاتر هستند و به دلیل پیچیدگی‌های راه پیشرفت پسران از جمله تحصیلات، سربازی، اشتغال و درآمد مناسب، دختران با داشتن جایگاه مناسب نمی‌توانند با همتایان خود ازدواج کنند. حال سؤال اینجاست که مرد ایده‌آل و مرد مناسب ازدواج از نظر دختران چه ویژگی‌هایی دارد؟

 

شکل‌گیری ارزش‌های مادی برای ازدواج

همسر ایده‌آل به معنای تصوری که جوانان از ویژگی‌های فرد موردنظرشان جهت ازدواج در ذهن خود می‌سازند، به کار می‌رود. در واقع وقتی از معیارهای ازدواج صحبت می‌کنیم، منظور همان تصورات ذهنی فرد از همسر مطلوبش است. دکتر شیرین احمدنیا؛ جامعه‌شناس و عضو هیأت مدیره انجمن جامعه‌شناسی ایران در مورد تحقیقی در سطح تهران در رابطه با معیار ازدواج جوانان تصریح کرد کههم دختران و هم پسران ظاهر و ثروت را در اولویت‌ها مطرح می‌کردند. ارزش‌های مادی در هر دو جنسیت شکل گرفته است. در این پژوهش معیارهای ایده‌آل برای ازدواج را پرسیدم و همه افراد ابعاد معنوی، صداقت، ایمان و پاکدامنی را بیان کردند، اما در عمل برای پسران در درجه اول زیبایی ظاهری و در رتبه‌های بعدی ثروت دختر اهمیت داشت و دختران ثروت را در اولویت قرار می‌دادند و ظاهر را در اولویت دوم می‌گذاشتند.

 

مردان نیز برای زنان ابژه جنسی شده‌اند

از طرفی دکتر وحید شالچی، عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی معتقد است که امروزه زنان هم فاعلیت‌شان زیاد شده است. البته تاحدی هم فرهنگ جهانی به این سو حرکت کرده است. فیلم‌ها یا تبلیغات بازرگانی را که نگاه کنیم، برخلاف دهه‌های گذشته که صرفاً زن در مقام ابژه جنسی قرار می‌گرفت، مرد هم در مقام ابژه جنسی قرار می‌گیرد. این امر نشان می‌دهد که زنان هم در حوزه عمومی هر چه بیشتر به مردان به‌عنوان یک ابژه جنسی نگاه می‌کنند. همین نگاه باعث شده مردان هم سعی داشته باشند ابژه‌های جنسی خوبی برای زنان باشند. مثلاً بخشی از اقبال گسترده پسرهای ایرانی به بدن‌سازی ناشی از همین نگاه جنسی زنان به مردان است.

 

اخلاق، مهم‌ترین معیار دختران

همانطور که نتایج تحقیقات احمدنیا نشان می‌داد، زمانی که معیارهای ازدواج پرسیده می‌شود همه افراد ابعاد معنوی را بیان می‌کنند اما بسیاری از دختران معقدند این معیارها صرفاً برای همسر مناسب بیان می‌شود و طبیعتاً مرد ایده‌آل ویژگی‌های بسیار برتری دارد.

منصوره، 33 ساله و دارای مدرک کارشناسی ریاضی محض است. او در مورد ویژگی‌های مورد نظرش برای انتخاب همسر مناسب می‌گوید: «مهربون، صمیمی، محکم (طوری که بشه بهش تکیه کرد)، خوش‌رو، شوخ، اهل مدارا، صبور و هرچه خوبی را داشته باشد. از نظر ظاهر تا حد معمول باشد که به دل بشیند».

ترلان، 22 ساله، معلم و دانشجوی ژنتیك معتقد است: «از نظر خلقیات آدمیزاد ناخودآگاه تمام حسن‌های رفتاری را دوست دارد؛ مهر و محبت، ادب و نزاكت، صبر و شكیبایی (دیر عصبانی شدن) مخصوصاً این‌كه پدر من به‌خاطر دیابت زود عصبانی می‌شود و این قضیه در ذهنم پررنگه، تعادل روانی، صداقت، انجام دادن واجبات مثل خودم نه كمتر نه خیلی بیشتر و جدی‌تر (در حد نماز و روزه)».

در زمینه خلقیات تأکید بسیاری از دختران روی عصبی نبودن مرد است. سونا، 32 ساله، دارای مدرک كارشناسی ارشد آموزش زبان آلمانی می‌گوید: «مرد باید تا حدی مهربون و صبور باشد. مرد عصبی به هیچ دردی نمی‌خورد. در هر شرایطی آداب معاشرت را رعایت كند».

فائزه 21 ساله هم معتقد است: «مرد باید صبور، مسئولیت‌پذیر، شجاع و انتقادپذیر باشه. عجول و لوس نباشه. صادق باشه؛ این‌که قبل از ازدواج چی بوده مهم نیست، ولی بعدش حتماً باید با هم صادق باشیم. متعهد باشه یعنی وقتی قولی داد، پاش بایسته، مثلاً همسرت قول می‌ده در سخت‌ترین لحظه‌ها کنارت باشه، ولی نباشع یعنی متعهد نبوده».

 

مردی که خیانت نکند

اهمیت موضوع خیانت نیز در صحبت‌های دختران شنیده می‌شود؛ به‌طوری‌که بهدخت 21 ساله و دانشجوی مهندسی عمران اهمیت ویژه‌ای برای تعهد قائل شده و می‌گوید: «در روزهایی که خیانت یک مسأله فراگیر شده این موضوع برایم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. تا زمانی که مطمئن نشوم که به اصول اخلاقی پایبند نیست نمی‌توانم با مردی ازدواج کنم. بقیه موارد مثل شغل و درآمد و تحصیلات و خانواده در حد متوسط برایم قابل قبول است، فقط و فقط تعهد و پایبندی به مسائل اخلاقی‌اش برایم خاص و ویژه است».

 

تعاریف مختلف از وضعیت مالی متوسط

براساس پژوهش احمدنیا ثروت مهم‌ترین معیار ازدواج دختران در تهران شناخته شده است. در این رابطه بسیاری از دختران معتقدند وضعیت مالی و درآمدی مرد باید در حد متوسط باشد اما در بررسی‌های جدی‌تر تعریف متوسط از دید هرکدام متفاوت است.

ترلان، 22 ساله می‌گوید: «به نظرم اگر دختر در سطح متوسط مالی بزرگ شده پسر هم نباید از او كمتر باشد چون بعداً در زندگی توقعاتی در حد معمول دارد كه اگر برآورده نشود، ناخودآگاه تأثیر منفی می‌گذارد. ایده‌آل از نظر مالی برای من در همین حد است».

حوریه، 25 ساله و شاغل نیز معتقد است: «مرد باید از شرایط کاری متعادل و بیمه برخوردار باشد و ظاهری متناسب داشته باشد. چون الان در جامعه این موارد همه‌گیر شده و معمولاً کار و ظاهر را در کنار هم قبول می‌کنند».

سونا 32 ساله با تأکید بر این‌که بسیاری از زوج‌ها در ابتدای ازدواج ناخواسته صاحب فرزند می‌شوند، می‌گوید: «وضعیت مالی حداقل طوری باشد كه بتواند زندگی خودش، همسرش و یک بچه را تأمین كند. مردی كه نتواند خرج خودش و همسرش را بدهد، چطور می‌تواند بچه‌دار شود؟!»

 

تعریف زیبایی ظاهر از نظر دختران

ترلان 22 ساله ظاهر را جزو معیارهای ایده‌آل خود قرار نمی‌دهد. او می‌گوید: «از نظر ظاهر فكر می‌كنم جنس مذكر همین كه به دل بشیند كافیست یا كمی جذابیت داشته باشد. به هر حال در ایده‌آل‌هایم هیچ‌وقت به جزئیات ظاهر توجه نكردم. بیشتر به خوش‌پوشی و مرتب بودن دقت كردم». اما سونا، 32 ساله خوش لباس و خوشتیپ بودن را برای ظاهر مرد مناسب می‌داند.

طاهره 26 ساله و کارمند بانک از ظاهر همسرش تنها قد بلند برایش ملاک است و می‌گوید: «هیچ‌وقت ظاهر برام مهم نبوده. چون خودم قد بلندی دارم تنها به قد بلند خواستگارانم توجه می‌کردم».

 

عدم‌ دخالت خانواده مرد، معیاری قابل تأمل

بسیاری از دختران بر اهمیت ویژگی‌های خانواده مرد در انتخاب همسر تأکید دارند و معتقدند دو خانواده باید با هم تناسب داشته باشند اما عموماً ترجیح می‌دهند خانواده در زندگی‌شان دخالتی نداشته باشد. فائزه 21 ساله می‌گوید: «خانواده فرد باید به شکلی باشند که در مسائل زناشویی دخالت نکنند و نظر ندهند. خلافکار نباشند. معتاد نباشند. از پسرشان حمایت مالی بکنند. عروس را واقعاً دوست داشته باشند نه ظاهری. بیشتر از وظیفه‌ام از من توقع نداشته باشند. مثلاً وظیفه ندارم در خانه‌شان کار کنم. وظیفه من همان وظایف شوهرم است».

ترلان، 22 ساله هم معتقد است: «خانواده همسرم از نظر تحصیلات و فرهنگ باید تقریباً هم‌كفه خانواده خودم باشند؛ مثلا اگر در خانواده ما مردسالاری است (نه به شكل زننده) مثل خانواده‌های سنتی، آنجا هم همین باشد. چون من یاد نگرفتم امور خانه را در دستم بگیرم و همیشه به‌عهده پدرم بوده و من تقریباً به سبك مادرم بزرگ شدم. خانواده منطقی و پرمحبتی داشته باشند. از نظر مذهبی هم به نظرم باید كاملاً مشابه باشیم یا حداقل تفاوت‌ها خیلی جزئی باشد».

 

بر اساس معیارهای تضمین‌ کننده سلامت ازدواج کنید

شیرین احمدنیا معتقد است که نسل جوان انتخاب‌گرتر و فعالانه‌تر در مسیر زندگی خود تأثیرگذاری می‌کنند و در همسرگزینی دامنه انتخاب‌شان وسیع‌تر شده است. سطح سواد در جامعه ما در چند دهه اخیر برای هر دو جنس افزایش پیدا کرده، اما برای دختران شتاب بیشتری داشته است. از طرفی با ورود دختران به عرصه تحصیلات تکمیلی مواجه هستیم که به دلیل گسترش حضور دختران، حتی در برخی رشته‌ها مانند پزشکی سهمیه‌بندی قایل شده‌اند. بنابراین با نسل جدیدی از دختران مواجه هستیم که تحصیل‌کرده هستند و در نتیجه ایده‌آل‌های‌شان تغییر کرده است.

این جامعه‌شناس به توصیه در خصوص معیارهای صحیح ازدواج پرداخت و تصریح کرد که توصیه ما به ازدواج با شریک زندگی مناسب بر اساس معیارهای تضمین‌کننده سلامت افراد است. از هر کسی بپرسید که بهترین معیارهای ازدواج چیست، همه را به جز سلامت مطرح می‌کند. در حال حاضر باید نگران سلامت افرادی باشیم که در تجرد می‌مانند یا وارد رابطه‌های کاذب می‌شوند. نتایج پژوهش‌ها نشان داده است که افراد متأهل نسبت به افراد مجرد سالم‌تر هستند؛ زیرا انواع مکانیسم‌ها به سلامت کمک می‌کنند؛ البته در شرایطی که انتخاب درستی صورت گرفته باشد. باید کمک کنیم ازدواج‌ها با مبانی درستی انجام شود. در جامعه‌شناسی بر عوامل افزایش‌دهنده شانس موفقیت در ازدواج تأکید می‌کنیم تا با این روش آمار طلاق کاهش یابد. اگر می‌خواهیم با مسأله نسبت‌های فزآینده تجرد ناخواسته مقابله کنیم، باید فکر کنیم که چرا فرد تمایل به ازدواج ندارد و باید تلاش کنیم نگرش‌ها نسبت به ازدواج تغییر مثبت کند و ترس‌ها و نگرانی‌های فعلی از بین برود.





نوع مطلب : روانشناسی، زناشویی و پزشکی، 
برچسب ها : خصوصیات مرد ایرانی، جذب دختر ایرانی، ارزش‌های مادی برای ازدواج، مهم‌ترین معیار دختران، مردی که خیانت نکند، تضمین‌ کننده سلامت ازدواج، مهمترین مرحله زندگی هر فرد،
لینک های مرتبط :
کتایون دولت شاهی
پنجشنبه 18 شهریور 1395

دمنوش جوانی

جوان سازی و زیباسازی پوست با استفاده از 4 دمنوش گیاهی

دمنوش های گیاهی به دلیل طبیعی بدون و شیمیایی نبودن دارای خواص زیادی هستند. از دمنوش های گیاهای می توان برای پیشگیری و درمان انواع بیماری ها استفاده کرد. اما یکی از کاربردهای این دمنوش ها جوان سازی و زیباسازی پوست است.

 

آیا می دانستید که بعضی چای ها علاوه بر اینکه برای سلامتی مفید هستند برای پوست هم کاربرد دارند؟ چای هایی که سرشار از پلی فنول (ملکولهای آنتی اکسیدان) هستند، می توانند پوست را مرطوب نگهداشته، اثرات مخرب UV را خنثی کرده و التهاب را کاهش دهند. چون که نوشیدن چای تاثیر مثبتی روی رنگ پوست شما می گذارد، محصولاتی که در آن ها چای به کار می رود نیز می تواند برای پوست مفید باشد. در اینجا چهار نوع چای با تاثیرات مثبت به شما معرفی خواهم کرد.

خاصیت چای سبز برای پوست

آفتاب زیاد ممکن است به پوست آسیب رسانده و باعث پیری پوست شود. تحقیقات نشان داده است که چای سبز خطر ابتلا به سرطان پوست را کاهش می دهد. کاتچین موجود در چای سبز التهاباتی که در اثر پیری بوجود می آیند را کاهش می دهد. همچنین پوست را از آفتاب سوختگی محافظت کرده و مانع آسیب اشعه UV روی پوست می شود. ( با این حال باز هم از کرم ضدآفتاب با SPF 30 در زیر آفتاب استفاده کنید.) رادیکال های آزاد که در اثر اکتساب بیش از حد UV در بدن پیشرفت می کنند، می توانند سلول های سالم پوست را ویران کنند.پلی فنول های موجود در چای ضدالتهاب هستند و توانایی بازسازی DNA را دارند و می توانند تغییرات سلولی که بوسیله رادیکال های آزاد ایجاد می شوند را اصلاح کنند. علاوه بر نوشیدن یک فنجان چای سبز روزانه، می توانید از محصولات آرایشی که حاوی چای سبز هستند هم استفاده کنید.

فایده یربامیت برای جوان سازی پوست

آیا می خواهید که پوست جوانی داشته باشید؟ چای یربامیت مصرف کنید. این چای سرشار از آنتی اکسیدان هایی است که از آسیب های پوستی که رادیکال های آزاد بوجود می آورند جلوگیری می کند. گیاه یربامیت معمولا در آمریکای جنوبی و مرکزی یافت می شود و سرشار از کافئین است. این گیاه در طب سنتی برای درمان خیلی چیزها از درمان کوفتگی و کنترل اشتها گرفته تا سیستم امنیتی ضعیف بدن استفاده می شده است. این گیاه همچنین سرشار از انواع ویتامین ها، مواد معدنی و وآنتی اکسیدان هاست: ویتامین های B، C، پتاسیم و منگنزو زینک

فایده بابونه برای پوست صورت

درمیان دمنوش ها و چای های گیاهی بابونه از شهرت بالایی برای درمان بیماری های پوستی برخوردار است و سال هاست که برای درمان خشکی پوست، ترک پوست و حتی برای درمان آکنه ها استفاده می شود. بابونه حتی برای پوست های جوش دار و ملتهب نیز مصرف می شود. این گیاه سرشار از فلاونوئیدهاست که نقش مهارکننده رادیکال های آزاد را ایفا می کند.

چای رویبوس

چای رویبوس یا چای قرمز از بوته های قرمز آفریقای جنوبی بدست آمده و بدون کافئین است. پس برای خانم هایی که نمی خواهند کافئین بدنشان زیاد شود بسیار مناسب است. این گیاه منبع آسپالاتین و نوتوفاگین دو ترکیب ضدالتهابی است. فلاونوئیدهای موجود در رویبوس هم ضدالتهاب هستند و برای درمان آکنه ها بسیار مفیدند.

معرفی 4 دمنوش گیاهی مناسب برای پوست





نوع مطلب : روانشناسی، سبک زندگی، 
برچسب ها : جوان سازی و زیباسازی پوست با استفاده از 4 دمنوش گیاهی، جوان سازی و زیباسازی پوست، خاصیت چای سبز برای پوست، فایده یربامیت برای جوان سازی پوست، ایده بابونه برای پوست صورت، دمنوش گیاهی مناسب برای پوست، چای رویبوس،
لینک های مرتبط :
کتایون دولت شاهی
پنجشنبه 18 شهریور 1395

اگر تصمیم گرفته اید که به طور کل بچه دار نشوید و یا اینکه قصد دارید هر چه سریعتر بچه دار شوید، باید از اهمیت وجود یک بچه در زندگی تان مطلع شوید.

فایده بچه دار شدن – راهنمای در مورد بچه دار شدن

اگر در تصمیم گیری در مورد بچه دار شدن دچار مشکل شده اید و ی اینکه واقعا نمی دانید که برای بچه دار شدن آماده هستید می توانید با خواندن این مطلب تصمیم بهتری بگیرید.

 

این روزها بعضی از زوج ها تمایلی به بچه دار شدن ندارند و خانواده دو نفره را ترجیح می دهند اما بچه نداشتن برای خانم ها آسیب بیشتری به همراه دارد چون غریزه مادری در آنها وجود دارد و ممکن است در سال های بعدی پشیمان شوند. اگر زوج ها فرزندی نداشته باشند در سنین بالاتر خلئی را احساس می کنند که این احساس در پدرها ممکن است کمتر باشد.
البته بچه نداشتن هم موضوعی نسبی است اما با توجه به اوضاع جامعه به نظر می رسد که بهتر است زوج ها حداقل یک بچه داشته باشند و خانواده ای سه نفره تشکیل دهند تا کمبود ی احساس نکنند. اینکه جمعیت خانواده های ایرانی چند نفره باشد، بهتر است و تعداد افراد خانواده در سلامت روان افراد چه تاثیراتی دارد، پرسشی است که روانشناسان به آن پاسخ می دهند. دکتر ابوالقاسم مهری نژاد، روانشناس و مشاور در این باره صحبت هایی دارد و به شما می گوید چند فرزند برای زوج ها کافی است.
قبل از بچه دارشدن بدانید
بچه دار شدن

دانستنی های بچه دار شدن

پیش از اینکه زوج ها برای بچه دار شدن تصمیم بگیرند باید به چند موضوع مهم توجه داشته باشند تا سلامت روان خانواده بعد ازبچه دار شدن حفظ شود.

مهم ترین این عوامل در چند گروه خلاصه می شود:

1- وضعیت اقتصادی و توان مالی خانواده:اقتصاد و درآمد خانواده به نوعی تعداد افراد خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد. خانواده باید بتواند از عهده تامین مسکن، آموزش، تغذیه و… برآید. پس قبل از اقدام برای بچه دار شدن توان مالی خانواده را بسنجید.
2- هماهنگی والدین و توانایی حل مشکلات:والدین باید در ابعاد گوناگون تفاهم و سازگاری داشته باشند. وقتی پدر و مادر در شرایط مطلوبی نیستند و نمی توانند اختلافات شان را حل کنند پس از تولد نوزاد مشکلات شان چندبرابر می شود و ممکن است اختلافات شدت بگیرد.
3- شخصیت مادرها:مادرها باید از نظر استحکام روانی، صبر، بردباری و مدیریت توانایی شخصیتی لازم را برای تربیت بچه ها داشته باشند. مادری که اختلال شخصیت دارد و با مهارت های اولیه ارتباطات موثر آشنا نیست در پرورش فرزند هم دچار مشکل می شود.
4- از خودگذشتگی پدرها:پدرها باید بتوانند برای تربیت و آموزش فرزندان وقت بگذارند و از خود گذشتگی کنند.
حداقل داشتن دو فرزند خوب است
بعضی وقت ها خانواده های سه نفره با داشتن یک فرزند هم تعادل بهداشت روانی شان به هم می خورد یا بچه خوب تربیت نمی شود. ضعیف بودن پدر و مادر، افسردگی یکی از والدین یا هر دو و نداشتن توانایی اقتصادی، جمعیت خانواده ها را تحت تاثیر قرار می دهد.
در مجموع با توجه به این موارد به نظر می رسد در جامعه فعلی ما حداقل داشتن دو فرزند خوب است اما این موضوع نسبی است. در این شرایط فرزندان با هم در تعامل هستند و نیاز یکدیگر را پر می کنند. در نتیجه لازم نیست برای ارتباط با سایر کودکان با فرزندان سایر خانواده ها بیشتر در ارتباط باشند.

والدین مشکل دار چه ویژگی هایی دارند؟

 گاهی اوقات مشکلات شخصیتی پدر و مادر ها روند تربیت فرزندان را تحت تاثیر قرار داده و مشکلاتی ایجاد می کند. وقتی پدر و مادر حوصله بچه را ندارند، ظرفیت شخصیتی شان پایین است و مشارکت پذیر نیستند، بهتر است بچه دار نشوند یا اصلا چنین افرادی با این ویژگی ها ازدواج نکنند. زنان پرخاشگر که استرس و افسردگی دارند هم توصیه نمی شود بچه ای داشته باشند. پدران معتاد و بیکار هم نمی توانند حداقل شرایط زندگی را برای فرزندشان تامین کنند و قادر به انجام وظایف پدری خود نیستند. در این خانواده ها بچه باید زودتر از موعد سرکار برود و به کودک کار تبدیل می شود که این کودکان توجه لازم را از پدر یا مادر دریافت نمی کنند و در بزرگسالی دچار مشکل می شوند.
به طور کلی نسل جدید توان پذیرش تعداد بچه های زیاد را ندارد. بیشتر افراد از ظرفیت روانی لازم برخوردار نیستند و دچار استرسیا فشارهای روحی می شوند. از سوی دیگر بالا رفتن سن ازدواج هم جمعیت خانواده ها را تحت تاثیر قرار می دهد. به همین دلیل توصیه می شود افراد مشکل دار قبل از بچه دار شدن با کمک روانشناس و مشاور مشکلات شخصیتی و ارتباطی شان را برطرف کنند و بعد با روانی سالم تر پذیرای فرزندان باشند.

معایب تک فرزندی را بشناسید
این روزها بعضی از زوج های جوان به واسطه مشکلاتی که دارند تک فرزندی را ترجیح می دهند و بعد از تولد فرزند اول اعلام می کنند که همین یکی کافی است و دیگر قصد بچه دار شدن ندارند یا به دلایل پزشکی، بالا رفتن سن مادر و مشکلات ناباروری اگر هم بخواهند نمی توانند فرزند دیگری داشته باشند.
اگر فرهنگ سازی در جامعه به گونه ای باشد که فرد فارغ از خواهر و برادرها بتواند نیازهایش را پر کند، می توان گفت که یک بچه دچار آسیب نمی شود ولی این موضوع به زیرساخت های فرهنگی و اجتماعی بستگی دارد. در بعضی از فرهنگ ها بچه ها بیشتر در گروه هایی با سایر کودکان در ارتباط هستند، تلفنی یا حضوری باهم تماس دارند و نبود خواهر و برادر به نوعی پر می شود. در خانواده های سه نفره، تک فرزند احساس تنهایی می کند. به هر حال فرزندان نیاز دارند که پس از سنین بلوغ با همسالان خودشان بیرون بروند و کمتر کنار پدر و مادر باشند و اگر برادر و خواهری وجود نداشته باشد، این نیاز بیشتر می شود.
به نیازهای فرزندان توجه کنید
وقتی می گوییم قبل از تولد فرزند باید به نیازهای او توجه شود، منظور این نیست که با توجه زیادی، بچه را لوس بار بیاوریم بلکه هدف مان این است که برای برآورده کردن نیازهای عادی کودک وقت بگذاریم. گروهی از بچه ها از نظر پزشکی و روانی نیازهای ویژه ای دارند که موضوع دیگری است. ترتیب تولد کودکان، وجود یک کودک بیش فعال در خانواده و احتمال بیش فعال شدن فرزند بعدی، حضور سایر افراد فامیل در خانواده و … از جمله موضوعات دیگری هستند که بچه دار شدن خانواده ها را تحت تاثیر قرار می دهد.
بدین ترتیب باید بررسی کنیم تا چه حد می توانیم اسباب رشد بچه را در زمینه های مختلف فراهم کنیم و بعد برای بچه دار شدن و تنظیم جمعیت خانواده به درستی تصمیم بگیریم. از سوی دیگر برخی از خانواده ها به دلیل مسائل اقتصادی به تک فرزندی روی آورده اند یا حداکثر دو بچه دارند.
فرض می کنیم خانواده ای سالم است و بهداشت روانی دارد. وقتی خانواده می خواهد تعداد بچه ها و جمعیت خانواده را مشخص کند باید ببیند بچه جدید در خانواده چه موقعیتی دارد. در برخی خانواده ها تعداد بچه ها آنقدر زیاد است که فرزندان آخر پدر و مادر را به ندرت می بینند. این درست که بزرگ می شوند ولی از توجه و محبت های والدین محروم می مانند. باید شرایط این فرزند جدید از نظر سنی، روابط عاطفی با والدین و ارتباط با سایر خواهرها و برادرها به خوبی بررسی شود و پدر و مادر با توجه به موقعیت خودشان برخی از مسائل را پیش بینی کنند تا بعد از تولد فرزند مشکلی ایجاد نشود.
بهداشت روانی خانواده را در نظر بگیرید
یکی از عوامل مناسب در شکل گیری رفتار فرد، خانواده است. بهتر است در ابتدا خانواده ها سلامت روان داشته باشند و بعد برای بچه دار شدن اقدام کنند. آگاهی خانواده ها در زمینه رفتار با کودکان، موقعیت اجتماعی خانواده، وضعیت اقتصادی، اندیشه ها و باورها، سنت ها، آداب و رسوم، ایده آل ها، آرزوهای والدین در مورد فرزندشان و… از جمله عواملی هستند که سلامت خانواده ها را تحت تاثیر قرار می دهند. درواقع تمام این عوامل به یک اندازه مهم هستند و اهمیت دارند. در خانواده های مختلف در زمینه های اجتماعی، اقتصادی، تربیتی، دینی، هنری و … تفاوت هایی دیده می شود که همه این مسائل در جمعیت و رفتار خانواده تاثیر می گذارد.
نکته
اگر فرهنگ سازی در جامعه به گونه ای باشد که فرد فارغ از خواهر و برادرها بتواند نیازهایش را پر کند، می توان گفت که یک بچه دچار آسیب نمی شود ولی این موضوع به زیرساخت های فرهنگی و اجتماعی بستگی دارد.

نکاتی برای بچه دار شدن





نوع مطلب : زناشویی و پزشکی، روانشناسی، 
برچسب ها : خانم ها و آقایان برای بچه دار شدن این نکات را بخوانید، راهنمای در مورد بچه دار شدن، فایده بچه دار شدن، نکاتی برای بچه دار شدن، معایب تک فرزندی، بهداشت روانی خانواده،
لینک های مرتبط :
عرفان موسوی
سه شنبه 16 شهریور 1395

جلوگیری از احساس خواب آلودگی در محل کار

احساس خواب آلودگی

بنا به تحقیقی که در سال 2009 توسط مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های ایالات متحده صورت گرفت، نشان داده شد که تقریبا 40 درصد از بزرگسالان این کشور در طول روز ناخواسته دچار خواب آلودگی می شوند.

در واقع این مرکز توصیف کرده که کمبود خواب در میان آمریکایی ها یک بیماری همه گیر عمومی و مدرن است. بنا به اعتقاد کارشناسان مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های ایالات متحده خواب آلودگی و محرومیت از خواب می تواند ناشی از سندرم پای بی قرار، آپنه انسدادی خواب، حملات خواب و ... باشد. چرت زدن در طول روز و در مکان ها و زمان های نامناسب نشان دهنده یک اختلال خواب جدی است و در صورت ادامه دار بودن نیاز به مراجعه به پزشک دارد چون عواقب جدی سلامت مانند ابتلا به بیماری های مزمن از جمله فشار خون بالا، دیابت، افسردگی، چاقی و سرطان را می تواند به دنبال داشته باشد.

آکادمی آمریکایی طب خواب اعلام کرده که اغلب بزرگسالان نیاز به هفت تا 9 ساعت خواب شبانه با کیفیت دارند. در این میان برای جلوگیری از احساس خواب آلودگی در مکان های نامناسبی مانند محل کار چندین راهکار پیشنهاد شده است:

نوشیدنی مصرف کنید: توجه داشته باشید که میزان بیش از اندازه کافئین هم موجب می شود که شما اندکی عصبانی شوید و آب بدن تان تبخیر شود. به علاوه باید در روز میزان کافی آب بنوشید. این عمل میزان آب بدن شما را تنظیم می کند، اشتهای کاذب به میان وعده های ناسالم را کاهش می هد و حس خواب آلودگی را نیز از میان می برد. مصرف الکل را از نهار خود حذف کنید. نوشیدنیهای الکلی باعث افت آنی فشار خون می شوند که این امر باعث ایجاد خستگی و کسالت می شود.

وعده ناهار را فراموش نکنید: اجتناب از این وعده غذایی باعث ایجاد کسالت و خواب آلودگی در ظهر می شود. شما لازم نیست که هر روز یک وعده غذای کامل با انواع و اقسام پیش غذاها را بخورید، اما حداقل سعی کنید نهار را بر روی میز کار خود نخورید.

برای زمان های کوتاه استراحت کنید: از سر جای خود بلند شوید، چرخی بزنید، عضلات پای خود را منبسط کنید و انگشتان دستتان را خم و راست کنید. اگر نمی توانید دفتر کار خود را ترک کنید، به عقب تکیه دهید و نفس عمیقی بکشید تا کاملا ریلکس شوید و میزان اکسیژن جذب شده تان را نیز افزایش دهید. کشش باعث می شود که سیستم گردش خون نیز بهبود یابد.

حرکت کنید: در طول وقت نهار خود به باشگاه ورزشی بروید. در غیر این صورت برای راه رفتن به بیرون بروید، از پله استفاده کنید. اجازه دهید که خون در بدنتان به جریان افتد. این عمل متابولیسم بدن را تسریع می بخشد و از خواب آلودگی و کسالت نبز جلوگیری می کند.

بعد از ظهر چرت کوتاهی بزنید: یک چرت 15 دقیقه ای معجزه می کند. فقط توجه داشته باشید که خیلی دیر اقدام به چرت زدن نکنید چون خواب شبانه شما را می تواند مختل کند.

میان وعده های مناسب بخورید: یک سیب یا مقداری ماست جزء میان وعده های فوری بی نظیر هستند. سعی کنید به صورت خود مقداری آب خنک بزنید تا رخوت از شما دور شود. گاهی اوقات حتی شستن دست ها نیز به شما کمک می کند تا احساس خستگی کمتری بکنید.

در محیط خنک کار کنید: کار کردن در یک فضای سرد تر باعث می شود تا شما هشیار تر بمانید. اگر اطراف شما گرم باشد احتمال دارد که به خواب فرو روید.





نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها : احساس خواب آلودگی، جلوگیری از احساس خواب آلودگی در محل کار، جلوگیری از احساس خواب آلودگی،
لینک های مرتبط :
عرفان موسوی
شنبه 13 شهریور 1395


دوره کودکی و نوجوانی دخترها و پسرها سرشار از احساسات هستند و گاهی این احساسات جدید خوشایند نیستند و باید به نوجوانان آگاهی داد تا زود عاشق نشوند!

درمورد عاشق شدن کودکان و نوجوانان دختر و پسر

نوجوان در ارتباط با جنس مخالف تمایل به عاشق شدن دارد و در این دوره اغلب دو نوع عشق (عاطفی و شهوانی) را تجربه می کند. عشق عاطفی، محبتی پاک و به دور از جنبه های جنسی است و با تمجید و تحسین همراه است و عشق شهوانی رابطه ای است که همراه با روابط جنسی است. در این دوره برای هر دو جنس فشار زیادی از سوی همسالان برای برقراری ارتباط با جنس مخالف ایجاد می شود.

دلیل عاشق شدن دختران و پسران کم سن به جنس مخالف چیست؟

علامت اصلی عاشق شدن کودکان و دختر و پسر نوجوان شما

نوجوانی دوره ای است که در آن دختران و پسران از لحاظ شناخت عاطفی، هیجانی اجتماعی و جهانی از کودکی به سوی بزرگسالی حرکت می کنند و به آن دوره شکل گیری هویت و الگوپذیری می گویند. نوجوانان در این دوران عاشق دوستی و رفاقتند و ترس از تنهایی، نوجوان را برمی انگیزد تا به سوی ارتباط با همسالان خود به صورت افراطی روی بیاورد و همبستگی گروهی در این دوره قوی تر از سایر مراحل زندگی است و اغلب به عنوان یک شاخص موفقیت برای بیشتر نوجوان ها محسوب می شود. گاهی شدت دوستی و وابستگی به حدی است که نوجوان خانواده خود را رها کرده و حتی حاضر است برای دوست خود جانش را فدا کند.

در این دوره از یک سو نیاز به تعلق داشتن، نوجوان را به سمت دوستی و گرایش به برقراری ارتباط و از سوی دیگر تغییرات بیولوژیکی و جنسی، نوجوان را به سمت جنس مخالف سوق می دهد و یکی از تمایلات نوجوان، ارتباط گرفتن با جنس مخالف است. نوجوان به مقتضای تغییرات فیزیکی و روانی جدیدش، بشدت نیاز به جنس مخالف را در خود احساس می کند و تمایل دارد با برقراری این ارتباط به آرامش برسد.

نوجوان در ارتباط با جنس مخالف تمایل به عاشق شدن دارد و در این دوره اغلب دو نوع عشق (عاطفی و شهوانی) را تجربه می کند. عشق عاطفی، محبتی پاک و به دور از جنبه های جنسی است و با تمجید و تحسین همراه است و عشق شهوانی رابطه ای است که همراه با روابط جنسی است. در این دوره برای هر دو جنس فشار زیادی از سوی همسالان برای برقراری ارتباط با جنس مخالف ایجاد می شود.

این علائم تغییرات و نشانه های عاشق شدن کودکان و نوجوانان است

ـ پنهانکاری
ـ اضطراب و استرس
ـ دگرگونی های خلقی و رفتاری
ـ استفاده افراطی از وسایل ارتباطی (تلفن همراه)

دلیل عاشق شدن دختران و پسران کم سن به جنس مخالف چیست؟

تغییرات و نشانه های عاشق شدن کودکان و نوجوانان

ـ تغییر در ظاهر و پوشش
ـ افت تحصیلی
ـ عوض شدن شبکه دوستان
ـ پنهانکاری در مسائل مالی
ـ بی نظمی در رفت وآمدها

برای این که نوجوان را از آسیب روابط با دوستان و جنس مخالف مطلع سازید این راهکارها ضروری به نظر می رسد:
پدر و مادر باید در مورد قوانینی که در زمینه رابطه با جنس مخالف وجود دارد، به اتفاق نظر برسند.
از سرزنش و تحقیر نوجوان و زدوخورد فیزیکی بشدت اجتناب کنید.

دلیل عاشق شدن دختران و پسران کم سن به جنس مخالف چیست؟

رفتار مناسب والدین هنگام عاشق شدن کودکان

در فضایی آرام، حرف های نوجوان خود را بشنوید و با او صادق باشید.
با دوستان نوجوان خود و خانواده های آنها آشنا شوید و ارتباط برقرار کنید.
درباره خطر روابط جنسی در دوران نوجوانی و عواقب و مشکلات بعدی آن با فرزند خود صحبت کنید و اگر حرف شما را نپذیرفت از سوم شخص مورد اعتماد (مشاور و روان شناس) بهره بگیرید.
درباره افراد سودجو به نوجوان اطلاعات دهید.
معنویت و گفت وگو با خداوند را در نوجوان پرورش دهید.

از تکنیک های شناخت درمانی و ریلکسیشن برای کاهش اضطراب نوجوان بهره بگیرید.

عاشق شدن کودکان به جنس مخالف، والدین بدانند





نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها : دلیل عاشق شدن دختران و پسران کم سن به جنس مخالف چیست؟، دلیل عاشق شدن دختران و پسران کم سن، درمورد عاشق شدن کودکان و نوجوانان دختر و پسر، علامت اصلی عاشق شدن کودکان و دختر و پسر نوجوان، علائم تغییرات و نشانه های عاشق شدن کودکان و نوجوانان، رفتار مناسب والدین هنگام عاشق شدن کودکان، عاشق شدن کودکان به جنس مخالف،
لینک های مرتبط :
عرفان موسوی
جمعه 18 تیر 1395

خیلی‌ها وقتی وارد یک رابطه جدی به ویژه برای ازدواج می‌شوند برایشان سوال‌های مختلفی درباره ماهیت و درست بودن انتخاب‌شان پیش می‌آید. مجله تایم به تازگی گزارشی را منتشر کرده که در آن به 14 نشانه در زوج‌های موفق اشاره شده است.

 

شما می‌توانید به راحتی درباره فكرهایتان حرف بزنید
رابطه زمانی پیشرفت می‌كند كه شما بتوانید با شریك‌تان به صورت آزادانه و صادقانه حرف بزنید. پیش برای هیچ موضوعی خط قرمز وجود ندارد و هر دو نفر احساس می‌كنند كه حرفهایشان شنیده می‌شود. این ارتباط دو طرفه یكی از پایه‌های اساسی برای پیشرفت یك رابطه است.
 
هر كدام فضای خودتان را هم دارید
اگر شما به كسی عشق می‌ورزید به معنای این نیست كه باید هر دقیقه‌تان را با هم باشید. طبیعی است كه دو نفر كه در یك رابطه جدی هستند اوقات زیادی را با هم بگذرانند اما هر كدام باید بتوانند علاقه‌مندی‌های خود را داشته باشند و زمانی را با دوستان‌شان بگذرانند. این فضای شخصی اجازه می‌دهد كه شخصیت فردی هر طرف در كنار شخصیت زوجی رشد كند.
 
شما دعوا می‌كنید!
اختلاف نظر طبیعی است و اگر در رابطه‌ای هستید كه هیچ وقت هیچ اختلاف‌نظر حتی جزئی هم نداشته‌اید احتمالا یك جای كار می‌لنگد. اما این را هم در نظر داشته باشید كه كسانی كه در رابطه‌ای سالم هستند دعواهایشان هم سازنده و عادلانه است. یعنی خبری از برچسب زدن و تحقیر طرف مقابل نیست. در دعوا و اختلاف نظر هم هدف اصلی فهمیدن نظرات طرف مقابل برای بهبود رابطه است نه گرفتن امتیاز از یكدیگر! وقتی هر طرف هم فهمید كه اشتباه كرده است راه مشخص است: عذرخواهی می‌كند!
 
خودتان را هم دوست دارید
شما علاوه اینكه به نامزد یا زوج‌تان علاقه دارید خودتان را هم دوست دارید. پس رابطه‌تان را بر اساس یك رویا بنا نمی‌كنید. شما می‌دانید كه نه خودتان و نه نامزدتان كامل نیستید و هر كدام نقص‌های خاص خودتان را دارید. بنابراین یكدیگر را بر اساس ارزش‌ها و معیارهایی كه اكنون وجود دارد باید بپذیرید نه چیزهایی كه در آینده ممكن است یك نفر تبدیل به آن شود.
 
با هم تصمیم می‌گیرید
كسی همه تصمیم‌ها را یك طرفه نمی‌گیرد. نه شما نه زوج‌تان! از اینكه چه فیلمی را ببینید تا اینكه چند بچه داشته باشید شما با هم تصمیم می‌گیرید و به حرفهای یكدیگر گوش می‌كنید. پس از اگر یكبار برای فیلم مورد علاقه یكی به سینما رفتید بار بعد نوبت دیگری است كه فیلم خودش را انتخاب كند!
 
شما از بودن با هم لذت می‌برید
روابط سالم پر از شادی و خوشحالی است. این به معنای آن نیست كه شما هیچ مشكلی ندارید و همیشه فقط قرار است بخندید! اما به معنای این است كه زمینه اصلی زندگی شما شاد است و حتی مسائل ساده هم مثل كامل كردن جمله هم یا دیدن فیلم با یكدیگر هم باعث شادی‌تان می‌شود.


رابطه شما متعادل است
زمانی همسر یا نامزد شما مجبور است تا دیر وقت سر كار بماند. موقعی هم شما مجبور هستید از پدر و مادرتان نگهداری كنید. این از خصوصیات زندگی است. مسئله اصلی این است كه در بلند مدت شما احساس كنید كه زندگی متعادلی دارید.
 
با یكدیگر با مهربانی رفتار می‌كنید
هیچ چیز مهمتر از آن نیست كه با كسی كه دوستش دارید با مهربانی و ادب برخورد كنید. با او همدلی داشته باشید و نگران حالش شوید. اگر می‌بینید كه به غریبه‌ها بیشتر از شریك‌ زندگی‌تان احترام می‌گذارید یك قدم به عقب بردارید و نگاهی دوباره به اولویت‌های زندگی‌تان بیندازید.
 
به یكدیگر اطمینان دارید
یك رابطه سالم بر اساس اطمینان و اعتماد است. رابطه شما باید خالی از راز و رمز باشد. در صورتی كه نمی‌توانید به شریك‌تان اطمینان كنید همیشه در ذهن‌تان شك و تردید وجود دارد باید خودتان و رفتارهای او را با یك مشاور بررسی كنید.
 
شما اجازه عبور از مسائل را می‌دهید
شریك‌تان شما را اذیت می‌كند شما هم حتما كارهایی می‌كنید كه او آزار می‌بیند. حرفهایی می‌زنید كه قصدی از آنها ندارید و سوءتعبیر می‌شود. شاید زمانی بی‌ملاحظه رفتار كنید. از دست هم ناراحت می‌شوید اما سرانجام اجازه عبور از مسائل را می‌دهید و یكدیگر را می‌بخشید.
 
شما صمیمی هستید
رابطه زناشویی بخش مهمی از یك زندگی مشترك است اما همه آن نیست. رابطه اصلی نزدیكی در صمیمیت و ارتباط قوی زوج‌ها با یكدیگر است. اگر در یك رابطه سالم هستید احساس ارتباط نزدیك دارید.
 
رابطه شما محل امن شماست
رابطه شما باید محل امن و باثبات‌ترین نقطه زندگی‌تان باشد. وقتی از سر كار به خانه برمی‌گردید احساس آرامش داشته باشید. این به معنای آن نیست كه شما دعوا نمی‌كنید و اختلاف نظر ندارید! شما اما وقتی اوضاع در زندگی‌تان سخت شود می‌تواند با شریك زندگی‌تان حرف بزنید و مسائل را با او در میان بگذارید.
 
شما با شریك زندگی‌تان حرف می‌زنید
وقتی نگرانی یا دغدغه‌ای دارید شریك‌زندگی‌تان مهمترین كسی است كه می‌توانید با او حرف بزنید. اگر در فضای مجازی دنبال حرف زدن درباره دغدغه‌هایتان هستید و دیگران را به همسر یا نامزدتان ترجیح می‌دهید یك جایی در رابطه شما مشكل وجود دارد.
 
شما كلمات جادویی را به هم می‌گوئید
«دوستت دارم»،«ممنونم» و «عذر می‌خواهم»؛اینها كلمات جادویی هستند كه در یك رابطه سالم زیاد شنیده می‌شوند!







نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها : این 14 نشانه به شما می گوید با جنس مخالف تان رابطه سالمی دارید یا نه!!!، با جنس مخالف تان رابطه سالمی دارید یا نه، جنس مخالف، رابطه سالم،
لینک های مرتبط :
عرفان موسوی
جمعه 4 تیر 1395



شخصیت انسان در دوران کودکی از طریق بازی و تعامل و رابطه اجتماعی با همسالان و همبازی‌ها و دوستانش شکل می‌گیرد و طی این تعامل، خودش و عواطفش را می‌شناسد و الگوهای روابط بین فردی را می‌آموزد. به حالت نسبتا پایداری که کودک بیشتر اوقات به تنهایی بازی کند و در جمع همبازی‌ها و همسالان شرکت نکند، گوشه‌گیری گفته می‌شود.

کمرویی و گوشه‌گیری کودکان به این شکل‌ها بروز می‌کند:
بی‌میلی اجتماعی: کودک اشتیاقی برای بازی با همسالان خود (آشنا و ناآشنا) ندارد و زمانی که با کودکان است، ترجیح می‌دهد به تنهایی بازی کند و شیء‌گراست تا مردم‌گرا و نکته مهم این است که در این حالت از تعامل با همسالان ترس ندارد و در صورت اجبار، وارد فعالیت گروهی می‌شود و بخوبی با دیگران تعامل می‌کند.

ناظر و تماشاچی: کودک تمایل دارد با کودکان و همسالان خود بازی کند ولی به دلیل اضطراب اجتماعی، از نزدیک شدن به کودکان اجتناب می‌کند و گوشه‌ای می‌ایستد و فقط نظاره‌گر بازی کودکان می‌شود.

انزوای اجتماعی: کودک نه‌تنها تمایل به تنها بازی کردن ندارد بلکه از بازی کردن با دیگران نیز گریزان است و رفتارهای او از لحاظ بالینی، با خجالت شروع و با خشم و گاهی افسردگی همراه می‌شود.

برای درمان ابتدا باید مشخص شود، علت کمرویی کودک و نوع آن کدام است. علاوه بر آن، از روش‌های رفتاردرمانی برای شکل‌دهی کودک استفاده می‌شود.

توجه به این نکات در روند درمان ضروری است و مراقبان و والدین باید این نکات را در نظر بگیرند:
ـ از واژه‌های تمسخرآمیز مانند ترسو، خجالتی، دست و پاچلفتی و بی‌عرضه استفاده نکنید.
ـ از سرزنش کودک به دلیل بازی نکردن با همسالان بپرهیزید.
ـ او را با دیگران مقایسه نکنید و اجتماعی بودن اطرافیانش را به رخ او نکشید.
ـ در کودک احساس امنیت ایجاد کنید و از دیگران او را نترسانید.
ـ به کودک برچسب خجالتی بودن نزنید و اگر سوم شخصی در یک جمع از شما پرسید، آیا کودکتان خجالتی است، بلافاصله پاسخ دهید: خیر، کمی زمان نیاز دارد تا به موقعیت جدید عادت کند.
ـ به کودک مسئولیت‌های کوچک بدهید و اعتماد به نفس او را تقویت کنید.
ـ رفتار مثبت و واقعی در کودک پیدا کنید و آنها را برجسته کنید و تشویقش کنید.
ـ در هفته دوبار کودک را به محل بازی کودکان ببرید.
ـ فرزندتان را همان طور که هست، بپذیرید و توقع و انتظار بی‌مورد و بیش از حد نداشته باشید.
ـ درباره تجربیات خوب فرزندتان با همبازی‌هایش صحبت کنید.
ـ متناسب با سن و توانایی فرزندتان یکی دو هنر و تردستی به او بیاموزید (نظیر بازی با طناب یا حلقه پلاستیکی). این کار به کودک کمک می‌کند برای نشان دادن خودش به همسالانش فرصت داشته باشد.
ـ داستان‌های مفهومی و مشارکتی برای کودک بخوانید.
ـ بازی‌های دسته‌جمعی که در آنها بزرگسالان با کودکان مشارکت می‌کنند انجام دهید.





نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها : با کودک خجالتی چطور رفتار کنیم؟، کودک خجالتی، بی‌میلی اجتماعی، انزوای اجتماعی،
لینک های مرتبط :
عرفان موسوی
جمعه 4 تیر 1395

هیچ‌چیز بدتر از این نیست كه نتوان به نزدیك‌ترین فرد در زندگی یعنی همسر، اطمینان كرد.  مسلما زندگی كردن با یك همسر دروغگو اصلا خوشایند نیست.  ممكن است شما بارهای اول كه دروغ می‌گوید چندان عكس‌العمل خاصی نشان ندهید اما بعد از مدتی، كم‌كم نسبت به او بی‌اعتماد می‌شوید یا گاهی با او به تندی و با عصبانیت برخورد كنید.  بسیاری از زنان نمی‌توانند متوجه شوند چرا همسرشان به آن‌ها دروغ می‌گوید درحالی‌كه آن‌ها با او با صداقت و درستی تمام رفتار می‌كنند و تمام زندگی‌شان را وقف او كرده‌اند. آن‌ها انتظار دارند كه همسرشان فرد قابل اعتماد زندگی‌شان باشد.  چند راه مختلف برای برخورد و رفتار كردن با همسری كه راست نمی‌گوید وجود دارد . اگر می‌خواهید او را اصلاح كنید قبل از اینكه زندگی‌تان را تلخ كنید این چند مورد را درنظر بگیرید.

خانم‌های زیادی هستند كه وقتی همسرشان مدام به آن‌ها دروغ می‌گوید احساس می‌كنند كه دیگر در ذهن‌شان احترامی برای او قائل نیستند،  اگر شما هم جزو همین افراد هستید می‌توانید قبل از اینكه تمام احترام خود را نسبت به او از دست بدهید با خود فكر كنید، «به راستی چرا بعضی افراد دروغ می‌گویند» تا بتوانید با واقع‌بینی بیشتری او را درك كنید. دروغ گفتن معمولا از سنین كم در كودكی آغاز می‌شود، حتی یك كودك 2 ساله نیز می‌تواند به راحتی دروغ بگوید اما زمانی كه كودك به اهمیت حرف‌ها و لغات پی می‌برد و می‌فهمد كه بعضی از حرف‌ها می‌توانند چه تاثیر خارق‌العاده‌ای داشته باشند به‌طور آگاهانه شروع به دروغ گفتن می‌كنند.  دروغ گفتن همیشه به این معنا نیست كه فرد می‌خواهد به كس دیگری آسیب برساند اما ممكن است گاهی این نتیجه نامطلوب پیش بیاید.  بعضی از افراد دروغ می‌گویند چون می‌خواهند خودشان را ثابت كنند درواقع دروغ گفتن برای آن‌ها نوعی رفتار دفاعی است، كودك طی مراحل رشد، متوجه می‌شود كه دروغ می‌تواند او را از بسیاری از عصبانیت‌هاو تنبیه‌های پدرو مادریا اطرافیان حفظ كند. به عبارتی دروغ راهی است كه می‌تواند نظر مثبت اطرافیان را به‌دست بیاورد وعمل ناشایست و بد خود را پنهان كند.

 

همچنین اگر بخواهیم مثبت نگاه كنیم؛ با دروغ می‌توان دوستان را حفظ كرد یا حتی عزیزی را با هدیه غیرقابل پیش‌بینی غافلگیر كرد. همان‌طور كه گفتیم دروغ گفتن از سنین خیلی كم شروع می‌شود و در همه ما وجود دارد، اینكه همه آدم‌بزرگ‌ها به نوعی دروغ می‌گویند چندان عجیب نیست و مهم است كه این نكته را درنظر داشته باشیم بیشتر افراد وقتی دروغ می‌گویند به هیچ وجه دوست ندارند به فرد دیگری آسیبی برسانند.  مثلا؛ ممكن است خیلی از ما درباره لباس دوست‌مان به دروغ بگوییم كه زیباست درحالی‌كه عقیده داریم آن لباس واقعا زشت است.  همچنین خیلی ازما در مصاحبه‌های شغلی نیز برای بالا بردن شانس استخدام‌مان دروغ می‌گوییم.  ما به فرزندان‌مان هم دروغ می‌گوییم به آن‌ها قول می‌دهیم كه اگر شام‌شان را بخورند یك بستنی جایزه می‌گیرند اما سپس كاری می‌كنید كه كودك‌مان بستنی را فراموش كند چون برای به مغازه رفتن خیلی خسته هستیم.

دروغ گفتن یاد گرفتنی است
چگونگی شرایط و موقعیت در سال‌های كودكی می‌تواند روی رفتار ما در كل زندگی تاثیر بگذارد.  ما تمایل داریم تا حدی همانند دیگران رفتار كنیم و وقتی در خانواده‌ای دروغ پذیرفته شده‌باشد و حتی در بعضی موارد، پنهان كردن واقعیت با تشویق همراه شود، كودكان آن خانواده یاد می‌گیرند كه دروغ خیلی هم كار بدی نیست یا حتی می‌تواند عملی پذیرفته شده باشد.


حتی ممكن است بعضی‌ها در طول زندگی این تجربه را به‌دست بیاورند كه دروغ راهی برای بقا و صیانت از نفس است.  مثلا گاهی بعضی از افراد برای پیدا كردن شغل یا حفظ آن مجبور می‌شوند حقیقت را به‌گونه‌ای مبهم یا آمیخته با دروغ بیان كنند و تا جایی كه می‌توانند با لغات بازی كنند. بسیار از افراد مجبورند برای بالا بردن حقوق‌شان‌ پنهان‌كاری كنند و تا حد زیادی از لغات نادرست یا مبهم استفاده كنند.  اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم دنیای ما خیلی هم زیبا نیست و دروغ در واقع تبدیل شده ‌است به جزئی از كار و زندگی و گذشته ما.

 

هرچند این رفتار در نظر اكثر افراد اصلا خوشایند و قبول‌شده نیست اما در زندگی تعدادی از زن و شوهرها وجود دارد.  اگر چه ناپسنداست اما هستند همسرانی كه نه تنها در موضوعات مهم به هم دروغ می‌گویند، حتی در موضوعات كوچك و بی‌اهمیت نیز حقیقت را نمی‌گویند مثلا درباره مكانی كه هستند یا عقیده‌ای كه دارند دروغ می‌گویند.  همه ما در زندگی خود حد و حدودهایی داریم و خودمان هستیم كه بسیاری از مسائل زندگی‌مان را تعیین می‌كنیم.

 

شاید 2 طرف مقصر هستند
وابسته به ماست كه مشخص كنیم در زندگی‌مان دروغ گفتن تا چه حد مجاز است و تا كجا نیست. مثلا یكی از حالت‌ها و اتفاق‌هایی كه شاید در زندگی خیلی از زن و شوهرها پیش بیاید این است كه مثلا شوهر می‌گوید تا یك ساعت دیگر خانه است ولی این یك ساعت كجا و خانه رسیدن او كجا!  در این مواقع اگرچه همسر شما خودش متوجه می‌شود كه زمان خانه ‌آمدن خود را خیلی درست نگفته اما از طرف دیگر او دوست دارد در همان زمانی كه به شما گفته‌است به خانه برسد اما تلاش او برای عمل كردن به حرفش چندان كافی نیست و در نتیجه حرف و عمل او 2 تا می‌شود. در این حالت شما می‌توانید به این موضوع از 2 زاویه نگاه كنید و از یك نظر می‌توانید فكر كنید كه همسر شما توانایی چندانی در برنامه‌ریزی ندارد و نمی‌تواند كارهای خود را به درستی تنظیم كند و از نظر دیگر می‌توانید این طور به موضوع نگاه كنید كه همسرتان فردی دروغگو است كه بیش از حد سرش به كار گرم است. شما كدام را بیشتر می‌پسندید ؟ به‌نظرتان كدام برخورد مناسب‌تر است؟

بعضی‌دروغ ها را می‌شود زیر سبیلی رد كرد
اگر همسر شما تا به حال بیش از چندبار به شما گفته ‌باشد برای ورزش به باشگاه می‌رود ولی در واقع به جای رفتن به باشگاه به خانه یكی از دوستانش برود، این امر ممكن است شما را كمی ناراحت كند اما احتمالا مشكل خیلی بزرگی در زندگی ایجاد نمی‌كند. زن و شوهرها باید قبول كنند گاهی دروغ گفتن یك نفر و انعطاف پذیری طرف دیگر درباره آن دروغ می‌تواند تنش كمتری در زندگی آن‌ها ایجاد كند و در نتیجه خانه آن‌ها آرامش بیشتری داشته ‌باشد.  البته گاهی نیز این دروغ‌ها می‌تواند آنقدر بزرگ باشد كه یكی از طرفین طاقت تحمل آن‌ها را از دست بدهد. در بعضی موارد دروغ گفتن می‌تواند تبدیل به یك مشكل كاملا پیچیده شود و طرفین را كاملا درگیرخود كند، بعضی از افراد وقتی دروغ می‌شنوند احساس می‌كنند دیگر نمی‌توانند با آن دروغ كنار بیایند و اعتماد آن‌ها كاملا از بین می‌رود.  اگر شما نیز جزو چنین افرادی هستید باید به‌دنبال یك راه‌حل برای دروغگویی باشید.  اینگونه راه‌حل‌ها به شما یاد می‌دهند كه بهترین رفتار و ابراز احساسات در این موارد باید چگونه باشد.

پیش‌بینی كنید، بعد شروع كنید
قبل از این كه بخواهید درباره دروغگویی همسرتان با او حرف بزنید بسیار مهم است كه حسابی فكر كنید و پاسخ‌های او را پیش‌بینی كنید.  اگر به جواب‌های احتمالی او فكر نكنید به‌طور حتم نمی‌توانید به درستی با او صحبت كنید و گفت‌وگوی ثمربخشی نخواهید داشت.  اول از همه سعی كنید، واكنش و تمام جواب‌های احتمالی او را با توجه به شرایط حدس بزنید،  در این حالت وقتی با او شروع به صحبت می‌كنید و مثلا او در جواب شما می‌گوید الف، شما می‌دانید كه در مقابل این جواب باید چه عكس‌العملی داشته‌باشید یا وقتی جواب او ب یا ج یا... است شما می‌دانید چه رفتاری باید نشان دهید و بهترین تصمیم چیست.  خودتان را آماده كنید كه حقیقتی را به شما بگوید كه شما دوست ندارید بشنوید. او ممكن است چیزهایی به شما بگوید كه برای‌تان سخت است.  خودتان را آماده‌سازید كه حتی بتوانید تصمیم‌های سخت نیز بگیرید.  این را درنظر داشته‌باشید كه یك همسر دروغگو می‌تواند چیزی به شما بگوید كه غافلگیر شوید مثل این‌كه او شغل دومی دارد كه شما نمی‌دانید یا به خاطر انجام كاری از شما شرم دارد یا. . .  در انتهای صحبت نیز باید كاملا تمام حدها را برای هم مشخص كنید و به او بگویید كه در چه جاهایی اصلا مجاز نیست كه دروغ بگوید. اگر بعضی از دلیل‌های همسرتان شما را قانع كرد، به‌طور روشن و واضح به او بگویید كه‌حرف‌های او را قبول دارید.  بهتر است چند بار به او فرصت دهید كه خود را اصلاح كند.

آیا شما همسرتان را دروغگو می‌كنید؟
نمی‌توان گفت كه یك شوهر دروغگو نسبت به احساسات همسرش بی‌اعتناست.  در حقیقت ممكن است او به دلیل بعضی از رفتارهای همسرش تبدیل به یك فرد دروغگو شده. ممكن است برای یك مرد چند‌بار پیش بیاید كه به خاطر گفتن یك جمله و كلمه یا به خاطر گفتن جایی كه رفته یا به خاطر ملاقاتی كه داشته مورد مواخذه قرار گرفته وكار به دعوا كشیده است. گاهی ممكن است وقتی مردی بعداز بیرون رفتن ـ با چند تا از دوستانش برای یك یا 2 ساعت ـ به خانه برگشته از طرف همسرش بسیارسرزنش شده است و زن گفته كه چقدر از دوستان او بدش می‌آید. ابراز عقیده‌ای صادقانه و ساده درباره خانواده زن یا یكی از ایرادهای او می‌تواند باعث دعوا و گریه و گفتن كلمات تلخ شود و چند ساعت وقت 2 طرف را بگیرد و. . . .


در همین حالت‌هاست كه دروغ گفتن برای مردان تبدیل می‌شود به راهی برای حفظ شخصیت، ایجاد آرامش و دوستی در خانواده. مرد می‌تواند اینگونه با خود فكر كند كه من ترجیح می‌دهم، درباره كارهایم دروغ بگویم تا آنكه بخواهم كاری را كه دوست دارم كنار بگذارم در همین حالت‌هاست كه زن می‌تواند شوهرش را تبدیل به فردی دروغگو كند.


بنابراین بهترین راه‌حل برای اینكه شوهرتان دیگر دروغ نگوید این است كه شرایطی را در خانه فراهم كنید كه دیگر او مجبور به دروغ گفتن نشود. اگر زن و شوهر بتوانند كمی یكدیگر را آزاد بگذارند و هر كدام به دیگری اجازه دهد كه آن‌طور زندگی كند كه دوست دارد، به مرور تبدیل به 2 دوست می‌شوند و دیگر لزومی ندارد به هم دروغ بگویند.  به‌طور كلی باید گفت، هر فردی احتیاج دارد تا فضایی برای نفس كشیدن داشته‌باشد و وقتی این فضا فراهم شود، دروغ گفتن متوقف می‌شود.


وقتی زنی به شوهرش اعتماد كامل دارد و مطمئن است كه شوهر به او دروغ نمی‌گوید، مسلما رفتار دیگری خواهد داشت و در مقابل مردی هم كه احساس كند همسرش به او اطمینان و اعتماد دارد از هر كاری كه آرامش زندگی را به هم بزند، پرهیز می‌كند.


اگر می‌خواهید رفتارتان را تغییر دهید باید بدانید، تغییر رفتار زمان‌بر و سخت است و تاثیربخشی این تغییر رفتارها نیز مدتی طول می‌كشد، شما نمی‌توانید در یك شب شوهر دروغگوی‌تان را تغییر دهید.

این امر بسیار مهم است كه بدانید در به‌وجود آمدن رفتاری چون دروغ در یك زندگی زناشویی ممكن است 2 طرف مقصر باشند.





نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها : چرا همسرم دروغ میگوید و چگونه با او برخورد کنم؟، چرا همسرم دروغ میگوید، زناشویی،
لینک های مرتبط :
عرفان موسوی
جمعه 4 تیر 1395



گذشته تان را ورق می زنید و فکر می کنید برای خودتان حسابی کم گذاشته اید؟ به آینده ای که برای خود تصور می کنید چشم می دوزید و فکر می کنید رویاهایتان دست نیافتنی تر از آن هستند که بتوانید در مشتتان بگیریدشان؟ باور کنید شما تنها کسی نیستید که این فکر و خیال ها را از ذهنش می گذراند. کمتر کسی است که مثل شما لحظات تلخ افسردگی را تجربه نکرده باشد و هیچ وقت با احساس ناامیدی دست به گریبان نشده باشد. باور کنید در روزهای تلخی که گذشته تان را از دست رفته و آینده تان را ناخوشایند می بینید، تنها نیستید.

متخصصان می گویند از هر چهار ایرانی، یک نفر افسردگی دارد و اگر می خواهید بدایند که شما هم یکی از این افراد هستید یا نه، به جای شنیدن حرف های این و آن بهتر است به این سوالات پاسخ دهید. بد نیست بدانید که افسرده ها همه به یک شکل دنیا را نمی بینند و نگاه ناخوشایندی که نسبت به خودشان و زندگی شان دارند، با توجه به اینکه کجای طیف افسردگی قرار داشته باشند فرق می کند.

برخی از کسانی که به این تست پاسخ می دهند، تنها چند ساعت یا چندروز از سالشان را با این حال گذرانده اند و بسیاری از کسانی که به این سوالات پاسخ می دهند، روزها و حتی ماه هایی از عمرشان را با حال ناخوشایند که گاهی خودشان هم نمی دانستند اسمش افسردگی است، گذرانده اند.

1- کارهایتان را خیلی کند انجام می دهید؟
نه، هرگز £    فقط گاهی £
تاحدی £    نسبتا £
اغلب وقت ها £    تقریبا همیشه £

2- آینده ناامیدکننده ای را برای خودم تصور می کنم.
نه، هرگز £    فقط گاهی £
تاحدی £    نسبتا £
اغلب وقت ها £    تقریبا همیشه £

3- تمرکز کردن روی یک کار برایم سخت است.
نه، هرگز £    فقط گاهی £
تاحدی £    نسبتا £
اغلب وقت ها £    تقریبا همیشه £

4- لذت و شادی از زندگی من رفته است.
نه، هرگز £    فقط گاهی £
تاحدی £    نسبتا £
اغلب وقت ها £    تقریبا همیشه £

5- گرفتن تصمیم برایم سخت است.
نه، هرگز £    فقط گاهی £
تاحدی £    نسبتا £
اغلب وقت ها £    تقریبا همیشه £

6- علاقه ام را به چیزها و کارهایی که قبلا دوست داشتم، از دست داده ام.
نه، هرگز £    فقط گاهی £
تاحدی £    نسبتا £
اغلب وقت ها £    تقریبا همیشه £

7- غمگینم، خلقم گرفته است و خوشحال نیستم.
نه، هرگز £    فقط گاهی £
تاحدی £    نسبتا £
اغلب وقت ها £    تقریبا همیشه £

8- آشفته و بی قرارم.
نه، هرگز £    فقط گاهی £
تاحدی £    نسبتا £
اغلب وقت ها £    تقریبا همیشه £

9- احساس می کنم خسته ام.
نه، هرگز £    فقط گاهی £
تاحدی £    نسبتا £
اغلب وقت ها £    تقریبا همیشه £

10- انجام دادن کارهای ساده هم برایم سخت شده.
نه، هرگز £    فقط گاهی £
تاحدی £    نسبتا £
اغلب وقت ها £    تقریبا همیشه £

11- احساس می کنم آدم خطاکاری هستم و مستحق تنبیه شدن هستم.
نه، هرگز £    فقط گاهی £
تاحدی £    نسبتا £
اغلب وقت ها £    تقریبا همیشه £

12- احساس می کنم یک آدم شکست خورده ام.
نه، هرگز £    فقط گاهی £
تاحدی £    نسبتا £
اغلب وقت ها £    تقریبا همیشه £

13- احساس می کنم به یک مرده متحرک شباهت دارم.
نه، هرگز £    فقط گاهی £
تاحدی £    نسبتا £
اغلب وقت ها £    تقریبا همیشه £

14- خوابم مختل شده؛ خیلی زیاد یا خیلی کم می خوابم یا اینکه زیاد از خواب می پرم.
نه، هرگز £    فقط گاهی £
تاحدی £    نسبتا £
اغلب وقت ها £    تقریبا همیشه £

15- به این فکر می کنم که چطور می توانم خودم را بکشم و از این زندگی خلاص شوم.
نه، هرگز £    فقط گاهی £
تاحدی £    نسبتا £
اغلب وقت ها £    تقریبا همیشه £

16- احساس می کنم گرفتار شده ام. انگار به دست و پایم غل و زنجیر بسته اند.
نه، هرگز £    فقط گاهی £
تاحدی £    نسبتا £
اغلب وقت ها £    تقریبا همیشه £

17- حتی وقتی اتفاق های خوبی برایم می افتد، احساس اندوه و یاس می کنم.
نه، هرگز £    فقط گاهی £
تاحدی £    نسبتا £
اغلب وقت ها £    تقریبا همیشه £

18- بدون اینکه رژیم گرفته باشم، به شکل قابل توجهی وزنم کم یا زیاد شده.
نه، هرگز £    فقط گاهی £
تاحدی £    نسبتا £
اغلب وقت ها £    تقریبا همیشه £

 

به حالتان نمره دهید
به پاسخ های «نه، هرگز» امتیازی ندهید و برای پاسخ های «گاهی» یک امتیاز درنظر بگیرید. اگر گزینه «تاحدی» را برای سوالی انتخاب کرده اید، به آن پاسخ دو امتیاز بدهید و اگر جوابتان «نسبتا» بوده، سه امتیاز را در نظر بگیرید. پاسخ شما به گزینه «اغلب وقت ها» چهار امتیاز دارد و اگر گزینه «تقریبا همیشه» را انتخاب کرده اید به آن جواب پنج امتیاز بدهید.

نمره تان را تفسیر کنید
امتیازی که با پاسخ دادن به سوال های این تست به دست می آورید، می گوید که کجای طیف افسردگی قرار دارید. شما می توانید این امتیازها را با کمک اطلاعاتی که در ادامه می آوریم، ارزیابی کنید و بسته به حالتان، راهی را برای خلاص شدن از این مشکل از انتخاب کنید.

جواب هایتان به این تست می گوید که افسرده اید یا نه!

نمره کمتر از 10 :فقط کیفتان کوک نیست
حالتان خیلی بدنیست. احتمالا به خاطر تغییرات ناخوشایندی که در زندگی تان افتاده، احساس های منفی به شما هجوم آورده و احتمالا با ایجاد تغییرات مثبت در زندگی تان اوضاعتان بهتر می شود.

نمره 10 تا 17:ممکن است افسرده شوید
غم هایتان از یک ناخوشی موقتی که شرایط ایجادش کرده بیشتر است اما هنوز به اختلال مزمن افسردگی دچار نشده اید. کتاب هایی را که می تواند به شما در حل مشکلاتتان و تغییر دیدگاهتان نسبت به زندگی کمک کند، بخوانید. بیشتر ورزش کنید، تغذیه سالم داشته باشید و با دوست های شاد و سرزنده خود معاشرت کنید تا حالتان بهتر شود. جلسات کوتاه مدت مشاوره هم می تواند شما را از این حال و هوا بیرون بیاورد.

نمره 18 تا 21:روی مرز افسردگی ایستاده اید
چیزی تا افسرده شدنتان باقی نمانده. اگر فقط کمی دیگر وقت را تلف کنید و کاری برای بهر شدن حالتان نکنید، به یک افسرده واقعی تبدیل می شوید. احتمالا در این مقطع درمان های کوتاه مدت مشاوران گره چندانی از مشکلتان باز نمی کند و باید سراغ یک روان شناس بروید و ماه ها برای واکندن سنگ هایتان با خودتان وقت بگذارید.

نمره 22 تا 35:کمی افسرده اید
افسردگی خفیف تا متوسط گریبان شما را گرفته است و باید از روان شناس ها و حتی در مواردی از روان پزشک ها کمک بگیرید.

نمره 36 تا 53:شما از افسردگی در سطح متوسط رنج می برید
حق دارید به سلامت روانتان شک کنید. حالتان خوش نیست و هیچ چیز مثل کمک گرفتن از یک متخصص نمی تواند به سالم شدن روانتان کمک کند. پاسخی که به این سوالات داده اید، نشان می دهد که نباید برای درمان افسردگی تان دست روی دست بگذارید و زمان را از دست بدهید. اگر کاری برای بهتر شدن حالتان نکنید، ممکن است افسردگی تان خیلی زود شدیدتر از این شود.

نمره 53 به بالا:خیلی حالتان خراب است
اگر پاسخ هایی که به سوالات داده اید چنین نمره ای را برایتان رقم زده اند، باید بگوییم که شما به افسردگی عمیق دچارید و اگر هرچه زودتر از روان پزشک ها کمک نگیرید و دارودرمانی را شروع نکنید، ممکن است زندگی تان به خطر بیفتد. اگر متخصصی که شرح حالتان را می گیرد، به شما مدتی بستری شدن در بیمارستان را توصیه کرد، حرفش را جدی بگیرید و با مقاومت بیهوده و گفتن جملات کلیشه ای مثل «خودم حال خودم را خوب می کنم!» اوضاع را از این که هست، خراب تر نکنید.






نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها : این تست به شما می گوید که افسرده اید یا نه!، روانشناسی، تست افسردگی روانشناسی، افسرده ها همه به یک شکل دنیا را نمی بینند، افسرده،
لینک های مرتبط :
عرفان موسوی
جمعه 4 تیر 1395




صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای سایت تفریحی عسل فاز محفوظ است